امروز: دوشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۶ برابر با ۰۱ ربيع الأول ۱۴۳۹ قمری و ۲۰ ۱۱ ۲۰۱۷ میلادی , مصادف است با : الحاق ايران به پيمان "سنتو" (1334 ش) آغاز هفته بسيج

...

چند رسانه ای

..

تازه‌های مشاهیر

کد خبر 787933
تاریخ انتشار: دوشنبه, ۰۱ آبان ۱۳۹۶ ۰۹:۳۰

داستان زوج دوچرخه‌سواری که از یک «ماهی سیاه کوچولو» شروع شد

روزنامه هفت صبح - هانیه درویش: همه چیز از خواندن کتاب داستان «ماهی سیاه کوچولو» شروع شد. ماهی کوچکی که به عشق دیدن دریا خطر می کند و عازم سفری دور و دراز می شود، با تجربه های متفاوت برای رسیدن به رهایی.

 

حالا این کتاب معروف صمد بهرنگی که شاید خیلی از بچه های دهه های 50 و 60 با آن رویاپردازی کرده اند، نیروی محرکه آغاز سفرهای حبیب اشتری شده است. او کار، ازدواج و مشکلات اقتصادی را بهانه ای برای نرفتن و ندیدن نمی داند و خوشحال است که همسرش هم با او هم عقیده و هم رکاب شده است.


سفر، رویای کودکی ام بود

حبیب اشتری 37 سال دارد و بر اساس تحصیل در کلاس های آزاد دانشگاه در رشته طراحی دکوراسیون داخلی هم اکنون به همین کار مشغول است و همسرش مینا قربانی دارای دو مدرک دانشگاهی تکنسین اتاق عمل و مهندس کشاورزی است و در حال حاضر پرستار اتاق عمل است. آنها حالا یک سالی می شود مجدد کار و زندگی را رها کرده اند و آمریکای مرکزی را شهر به شهر می گردند و می بینند و زندگی می کنند.

حبیب اشتری در رابطه با نحوه استارت سفرها و این سبک زندگی شان می گوید: «تحت تاثیر کتاب ماهی سیاه کوچولو سفر، رویای تمام کودکی ام شد و دوست داشتم از دنیای محدود تخم مرغی ام پا را فراتر بگذارم و با دنیاهای دیگر آشنا شوم. این سبک زندگی را که در حال حاضر در دنیا مرسوم است، بعد از دوران سربازی انتخاب کردم و بعد از ازدواج هم خوشبختانه با استقبال زیاد مینا، دو نفری ادامه دادیم و این چنین سفرهای مان بیشتر و بیشتر شد.»

 

 
خانه ای به وسعت جهان

دیدن 32 کشور و هزاران شهر و روستا

این زوج سرزنده و شاداب بعد از دیدن کشورهایی در سه قاره نزدیک تر که موجب شد هفت ماه در آسیا، سه ماه در آفریقا و چهار ماه در اروپا زندگی کنند، خواهان سفر و بازدید از شهرها و کشورهای آمریکای مرکزی شدند. به همین دلیل مقدمات سفر را از یک سال پیش شروع کردند اما گرفتن ویزاها شش ماه زمان برد و دوندگی ها برای گرفتن ویزا و فراهم کردن مقدمات سفر، به قدری بود که هر دو در شش ماه آخر شغل شان را هم تعطیل، کردند تا این که ویزاها رسید و سفر به آمریکای جنوب آغاز شد.

آنها هم اکنون با سفری یکساله به آمریکای جنوبی – که پیش بینی می شود حالا حالاها ادامه پیدا کند – 32 کشور و هزاران شهر و روستا را از چهار قاره دیده و 27000 کیلومتر رکاب زده اند و این روزها سوار بر قایق، یکی از طولانی ترین قسمت های رود آمازون را که در حدود پنج تا شش هزار کیلومتر است، طی می کنند تا به برزیل برسند.

جاذبه های خارق العاده آمریکای جنوبی

از اتفاقات خاص و مکان های خارق العاده ای که در سفرهای شان به آن برخورده اند، می پرسم و آنها با یادآوری خاطرات سفرهای شان می گویند: «هر کشور و قاره ای دارای فرهنگ و سبک زندگی متفاوتی است که در عین تفاوت، اشتراکات زیادی هم بین مردمش دیده می شود. این تفاوت و شباهت ها برای مان خیلی جالب است اما اتفاقی که در ذهن مان بیش از هر چیزی ثبت و ماندگار می شود، مکان های طبیعی خاص و منحصر به فردی است که اشتیاق مان را به دیدن مکان های جدیدتر و کشف آنها بیشتر می کند.

 

مثلا در همین آمریکای جنوبی مکان هایی خارق العاده وجود دارد؛ مثل آبشار ایگواسو در مرز بین سه کشور آرژانتین، پاراگوئه و برزیل، عبور دو ماهه مان از مناطق بادخیز پاتاگونیای آرژانتین و شیلی با بادهایی که گاه سرعت شان تا 150 کیلومتر در ساعت می رسد و دارای شرایط جغرافیایی منحصر به فردی است، بازدید از یخچال های کالافات در آرژانتین با دیواره ای یخی تا ارتفاع 70 متر، بازدید از قلل بسیار عجیب فیتزروی در کوه های آند، رفتن تا شهر اوشوایا، جنوبی ترین شهر کره زمین، عبور از خشک ترین بیابان کره زمین، صحرای آتاکاما در شیلی ظرف مدت 25 روز، رکابزنی دو ماهه در ارتفاعات حدود 4000 متری کشورهای بولیوی و پرو و رکابزنی تا ارتفاع 4400 متر، عبور از بزرگ ترین نمکزار دنیا به نام اویونی در کشور بولیوی، دیدن ماچوپیچو یکی از عجایب هفتگانه جهان در کشور پرو، جزایر رویایی و باور نکردنی گالاپاگوس در اکوادور، عبور از رشته کوه های آند و همین حالا که در حال گذر از یکی از طولانی ترین قسمت های رود آمازون با قایق هستیم.»

 

 
خانه ای به وسعت جهان

پولدار نیستیم، هدفمندیم

شاید دیدن هر یک از مکان های نام برده آرزوی هر یک از ما باشد اما بیشتر افراد در جستجوی موقعیتی خاص و رسیدن به وضع مالی عالی هستند تا این رویاهای شان را محقق کنند اما این زوج جوان در رابطه با درآمد و هزینه های سفرشان می گویند: «ما تمام کار، زندگی و پس اندازمان برای سفر کردن است. اصلا متمول و پولدار نیستیم و به صورت باور نکردنی اقتصادی سفر می کنیم. وقتی یاد بگیری چه طور سفر کنی، کم هزینه هم می شود این کار را کرد. مثلا ما معمولا در چادرمان می خوابیم و خیلی کم هزینه هتل و اقامت می دهیم.

 

همین طور کمتر در رستوران ها غذا می خورم و خودمان غذا درست می کنیم اما قطعا به پول نیاز داریم و کلا در زندگی مان هدفمند کار و پس انداز می کنیم. یکی ماشینش را عوض می کند، یکی خانه اش را بزرگتر و ما پول های مان را برای سفر پس انداز می کنیم. خیلی ها به ما می گویند پولدار اما مثل این است که به کسی که ماشین پژو سوار می شود یا آپارتمانش را 10 متر بزرگتر می کند، بگویند پولدار. پس تنها مهم این است که چگونه سفر کردن را یاد بگیرید و قدم اول را بردارید.



+ 1
مخالفم - 2


تعداد نظرات: 0
منتشر نشده: 0
نظرات کاربران

ارسال نظر




کد امنیتی
تازه کردن

 



 


اخبار مشاهیر و چهره ها