امروز: سه شنبه, ۰۶ تیر ۱۳۹۶ برابر با ۰۲ شوّال ۱۴۳۸ قمری و ۲۷ ۰۶ ۲۰۱۷ میلادی , مصادف است با : قتل "قائم مقام فراهاني" از رجال نامدار دوره قاجار (1214ش)

...

چند رسانه ای

..

کد خبر 750561
تاریخ انتشار: سه شنبه, ۰۹ خرداد ۱۳۹۶ ۱۰:۰۳

هاشمی طبا، برنده کاپ اخلاق: فقط 20 میلیون خرج کردم

هفته نامه همشهری جوان - محمدتقی حاجی موسی:

اطلاعات فوری:

 

  • نام: سید مصطفی هاشمی طبا
  • متولد: اول خرداد 1325  در اصفهان
  • تحصیلات: کارشناسی ارشد مهندسی نساجی
  • سابقه مدیریتی: وزیر صنعت در دولت شهید رجایی و آیت الله خامنه ای، رییس سازمان تربیت بدنی از سال 72 تا 80، رییس کمیته ملی المپیک از سال 75 تا 83

سیاستمدار هفتاد و یک ساله اصفهانی با بسیاری از هم قطاران خود متفاوت است. کافی است یک بار او را از نزدیک ببینید تا متوجه شوید گپ و گفت با وزیر صنعت زمان جنگ و رییس سازمان تربیت بدنی دوران سازندگی و اصلاحات چقدر راحت و لذت بخش است. پیرمرد، آرام و شمرده صحبت می کند.

 

پیراهن های ساده با رنگ های سنگین می پوشد که معمولا یقه شان هم بسته است و اگر قرار باشد جلوی دوربین برود یک کت هم روی آن می پوشد. موهایی سفید که با دقت شانه شده و صورتی لاغر که همیشه ته ریش دارد و این ها او را کاملا شبیه به یک مدیر کلاسیک ایرانی می کند، مدیری که از خانواده ای تحصیلکرده می آید و فرزندان خودش هم همگی دانشگاه رفته هستند؛ مدیری که برخلاف بعضی از مدیران قدیمی، نشانه ای از تجمل در رفتار و گفتار و خانه و زندگی اش نیست و سادگی وجه بارز اوست.

 

 
هاشمی طبا، برنده کاپ اخلاق: فقط 20 میلیون خرج کردم

 

همه این ها اما مهم ترین ویژگی مهندس هاشمی طبا نیست و آنچه باعث شد نام او در این دوره سر زبان ها بیفتد، اخلاقش بود. زمانی که کاندیداها تلاش می کردند به هر شکلی از خجالت هم دربیایند، هاشمی طبا از برنامه ها و مشکلات می گفت و وقتی همه منتظر بودند تا آخرین ضربه استاد را به هم وارد کنند با کمال آرامش پشت تریبون قرار گرفت و شعری را خواند که نوه اش دوست دارد.

 

همین مسئله بهانه ای شد تا بعد از تقریبا پنج سال دوباره به گفت و گو با رییس سابق کمیته ملی المپیک بنشینیم و با او درباره همه چیزهایی که به انتخابات ربط داشت، حرف بزنیم. در کنار آن هم سرکی بکشیم به زندگی خصوصی جناب مهندس تا بفهمیم چه چیزی باعث شده او شعر «ما گل های خندانیم» را بخواند. گفت و گوی ما با سید مصطفی هاشمی طبا ساعت هشت صبح در دفتر کار وی جایی حوالی خیابان مطهری انجام شد و بعدا برای عکاسی به خانه او رفتیم؛ جایی که توانستیم با خانواده وی هم دیدار کنیم.

بگذارید از قبل از انتخابات شروع کنیم. شما یک بار در سال 80 هم کاندیدا شده بودی و نتیجه را می دانستید، این دوره چه اتفاقی افتاد که شرکت کردید؟


سال 80 که من شرکت کردم دلیلش مبارزه با دولت آن زمان نبود ولی فکر می کردم چون در مسائل اجرایی خیلی حضور داشته ام، می توانم به عنوان رییس جمهور کار کنم. آن موقع هم با اجازه رییس دولت وقت ثبت نام کردم ولی رییس جمهور آن موقع تحت تاثیر فضای مطالبات مردمی قرار گرفته بود.

 

این قدر روزنامه ها و رسانه ها گفتند مردم مطالبه دارند، ایشان هم گفتند و اولویت های فرهنگی و سیاسی را رها کردند. منتها واقعیت این است که بحث مطالبات اقتصادی مردم از توسعه کشور جلوگیری  می کند. من چون به توسعه کشور معتقد بودم گفتم من می آیم اما به عنوان این که ابراز نظر کرده باشم و حجت بر خودم تمام شده باشد. طبیعی هم بود که با حضور دیگران من رایی نخواهم داشت. حالا دوره های گذشته خیلی پرتلاطم بود. آقای هاشمی رفسنجانی بودند و با حضور ایشان من خودم را وارد نکردم.


اما این دفعه من احساس کردم مسائل داخلی کشور به خصوص زیستگاه ایران به شدت در حال خطر است. همه دغدغه دولت شده مطالبات مردم. مطالبات اقتصادی که از پیشرفت کشور جلوگیری می کند. برای همین بر خودم لازم دانستم که بیایم و برای مردم از آینده کشور بگویم و از کشوری که به سرطان دچار شده بگویم. حالا یا من را انتخاب می کنند یا این که من مشکلات را می گویم که مردم بدانند.

 

هاشمی طبا، برنده کاپ اخلاق: فقط 20 میلیون خرج کردم


یعنی بیشتر برای اعلام مشکل و طرح مسئله در انتخابات شرکت کردید؟ می دانستید که پیروز نخواهیدشد؟

من که به طور طبیعی احتمال پیروزی را کم می دانستم. چون من پشتوانه و قدرت اجتماعی پشت سرم نیست. همه آقایان دیگر انکار بکنند یا نه، پشت سرشان نیروی زیادی بود. برای مثال آقای روحانی در کشور رییس جمهور است و افراد زیادی از روش ایشان پیروی می کنند و از او حمایت می کنند. من چنین حمایتی نداشتم و تنها بودم. طبیعی است که احتمال پیروزی در این شرایط کم است.

خب در این همه سال چرا دنبال ایجاد پشتوانه نبودید؟


من دفعه پیش که شرکت کردم، چنین پشتوانه ای داشتم ولی استفاده از آن به قول معروف شرم و حیا می خواهد. من در سازمان تربیت بدنی که بودم 600 دفتر در شهرها داشتیم. یکی از دوستان به من گفت این 600 تا دفتر را برایت فعال می کنم. بی اساس هم نبود. کافی بود از این طریق بدون اسم گذاشتن دفترها را فعال کنیم و بروند دنبال رای. خیلی رای جذب می شد. اما من اجتناب کردم. من خودم هستم و یک حقوق بازنشستگی. نه حزب دارم نه هیچی. اگر بخواهم البته کسانی هستند که پشتیبانی مالی کنند ولی هر پشتیبانی یک توقعاتی دارد که من دنبالش نیستم.

پس در این مدت چه کار می کردید؟ شما زمانی معاون رییس جمهور بودید.


من وقتم پر بود. بیکار نبودم. همین جا مشاوره ورزشی دارم. در مراکز آموزشی درس می دهم. با بخش ورزش شهرداری و وزارت نفت همکاری دارم. یک موسسه آموزش عالی داریم. داریم. مقاله می نویسم. مجموعه مقالاتم که حدود 180 تا شده زیر چاپ است، بنابراین بیکار نبوده ام.

چه زمانی به طور جدی تصمیم گرفتید که وارد رقابت شوید؟


از اسفند 94 به فکرش بودم. من یک تقویمی دارم که این جا چاپ می کنم. پشتش نوشته ام اقلیم و سرزمین کشورمان به شدت در خطر است. داخلش هم پوستر زدم. ولی مصر نبودم. اما اسفند گذشته جدی شدم ولی خیلی هم به کسی نگفتم.

یعنی واقعا بزرگ ترین مشکل ما اقلیم و سرزمین و مشکلات محیط زیستی است؟


بله، سرزمین اگر از بین برود، کشاورزی از بین می رود. روستایی ها می آیند به سمت شهرها. پیش بینی می شود 10 تا 15 میلیون روستایی به حاشیه شهرها خواهند آمد که مشکلات اجتماعی ایجاد خواهدکرد. تولیدات کشاورزی کاهش پیدا می کند. آب ها آلوده می شوند و... الان اگر دریاچه ارومیه خشک بشود محدوده کرج تا ارومیه نمکزار می شود؛ این مشکل بسیار بزرگی است.

 

هاشمی طبا، برنده کاپ اخلاق: فقط 20 میلیون خرج کردم


این چیزهایی را که شما می گویید، کسی نمی داند؟ در این دولت کاری نمی کنند؟


چرا می کنند ولی وقتی آدم در مسند دولت می نشیند با کسی که اینجا نشسته، فرق می کند. انرژی صرف سیاست می شود. مردم توقع دارند. مخالفین دائم می گویند مطالبات مردم. می گویند معلم ها حقوقشان کم است. پرستارها این جوری هستند. فلان و بهمان بدبختند. دولت باید حقوق این ها را بدهد. یارانه کم است و... دولت برای حفظ خودش مجبور است باید این ها را خنثی کند لذا چیزی نمی ماند. متاسفانه در کشور ما مسئولان مردم را لوس می کنند. مدام می گویند مردم ما خوبند، فلانند! نه ما خوب نیستیم! من خوب نیستم»! مردم ما مصرف کننده اند. دائم داریم کشور را می دوشیم.

 

مملکت مثل یک مادری است که 10 تا بچه افتاده اند و شیرش را می خورند، غذا هم به او نمی دهند. این مادر می میرد و بعدش بچه ها هم می میرند. وضعیت کشور این طوری است. باید عین زمان جنگ شود. سیستم کشاورزی باید عوض شود. بعضی جاها نباید کشاورزش بشود. باید تغییر ایجاد شود. سد گتوند را مثال بزنم؛ تمام منطقه را نابود کرده. از اول هم می دانستند که دریاچه این سد نمک دارد. حالا همه چیز از بین رفته.

 

برای رفع این مشکلات توقع مردم باید کم شود؛ عین جبهه است. جدی می گویم. مردم باید بسیج شوند و با این مسئله بجنگند وگرنه یک کشور درب و داغان برای بقیه به ارث می ماند. مردم باید متوجه این مشکلات شوند. مخالف ها هم چوب لای چرخ نگذارند. در کشور باید یک نظام محکم باشد.

بقیه دنیا چکار می کنند که چنین مشکلاتی ندارند؟


بقیه دنیا با ما فرق می کنند.

اصلا الگوی ما چیست؟


الگو که نداریم. یک چیزی می گوییم به اسم اسلام. آن هم الکی می گوییم. یک امر انتزاعی است که در زندگی ما تاثیر ندارد. دروغ می گوییم، تهمت می زنیم. روزنامه ها پر از این هاست. اسلام را به عنوان رخت و لباس تن کرده ایم. کشورهایی که به رشد و پیشرفت رسیدند، چکار کردند؟ به جای آن که پول پخش کنند به مردم گفتند کار کنید تولید و صادرات کردند، هدف گذاری داشتند و با انضباط کار کردند. در مملکت ما ولی بلبشو است. هیچ اولویتی وجود ندارد.


مطالعاتی انجام شده بود به نام «آمایش سرزمینی» تا معلوم شود هرکجا باید چه کاری ایجاد شود. یک عده گفتند این کار استعمار است و گذاشتند کنار. در همه دنیا صنایع آب بر را کنار دریا می گذارند. ما کارخانه فولاد را آورده ایم اصفهان از آب زاینده رود استفاده می کنیم. چون نماینده آن جا یک زمانی زور داشته. این یعنی ما برنامه نداریم. مدام می گوییم حکومت ما مردمی است، مردم هر کاری دوست دارند بکنند.


از لحاظ سیاسی این طور نیست ولی می گوییم. این که حقوق ها کم است حالا چند برابر کنید که نمی شود. ممکن است بگویید یک عده وضعشان خوب است. رانت داشته اند. خب چکار کنیم؟ اصلا چهار درصد درست باشد. بقیه 96 درصد باید کار کنند. سیستم دولتی باید درست کار کند. آقای عسگراولادی در مورد بانک ها مثال خوبی دارد و می گوید بانک های ما اسلام مالی شده. بانک یک مسئله جدید اروپایی است، زمان پیامبر هم نبوده حالا ما آمده ایم عقود مساقات و... را وارد بانک کرده ایم. بانک ها اینطوری شده اند. خلاصه باید یک نگاهی جدید داشته باشیم.

در میان کاندیداها فقط شما بودید که با ماشین خودتان به صدا و سیما رفتید.


خب ماشین خودم بود دیگر. من همین آدم هستم. البته آن موقع از ناجا چهار، پنج نفر را فرستاده بودند که محافظ باشند ولی من همین هستم. زندگی ام همین است. نمی گویم پول ندارم. در حدی که بعد 40 سال کارکردن باشد کم و بیش دارم ولی من زندگی و خانه و ماشینم همین است. نه این که نتوانم محافظ و خدمتکار داشته باشم، ولی دوست ندارم.

نظر خانواده تان درباره کاندیدا شدن چه بود؟


اولش به خانمم گفتم و به کس دیگری نگفتم. بعدش اما بچه ها می ترسیدند اشتباهی کنم. خانمم ولی گفت مشکلی نیست چون خودت تشخیص داده ای.

تقریبا همه می دانستند که آقای جهانگیری به نفع آقای روحانی کناره گیری می کند. اما شما این کار را نکردید. چرا؟


اولا من معتقدم روحانی اگر می خواست رییس جمهور شود به رای من نیاز نداشت. اگر لنگ رای من باشد که اوضاعش خیلی خراب است. بهتر است اصلا رییس جمهور نشود. بعضی هم می گویند برخورد شما باعث شده رای روحانی بیشتر شود که به نظرم تعارف می کنند و نمی دانم درست است یا نه. بعد من از اول گفتم کنار نمی روم اگر می رفتم حرفم دروغ بود.

 

یا شبهه بود که ما از قبل گاوبندی کرده ایم. در صورتی که من در این مدت هیچ ارتباطی با دولت و آقای روحانی نداشتم. فقط چند بار آقای جهانگیری یا سلطانی فر را دیده بودم. پس دلیل اول این که حرفم دو تا می شد. دوم این که من یک احساسی داشتم که صحنه را خالی نکنم. فرض محال اگر همه انصراف می دادند چه اتفاقی می افتاد؟ دیگر انتخاباتی نبود. احتمالش خیلی کم بود ولی هست یا اگر آقای روحانی دچار حادثه می شد (خبر که نمی کند) گفتم من یک ذخیره ای باشم برای آقای روحانی.

 

هاشمی طبا، برنده کاپ اخلاق: فقط 20 میلیون خرج کردم


هیچ پیشنهادی به شما نشد که به نفع آقای روحانی کنار بروید؟ مثلا یک پستی به شما بدهند.

خودشان می دانند که من اهل این چیزها نیستم و هیچ پیشنهادی نشد اما یک پیشنهادی بود از طرف یک آقای بسیار محترمی که متنی را جلوی من گذاشتند تا به نفع آقای رییسی کنار بروم. گفتم نمی روم چون خودم را صاحب صلاحیت بیشتری می دانم و به لحاظ شرعی نمی توانم این کار را بکنم.

در سال های گذشته چرا هیچ وقت در انتخابات مجلس و شورا شرکت نکردید؟ خیلی راحت رای می آوردید.


خیلی ها این را به من گفتند. ولی من اصلا به بودن در این جور جمع ها اعتقاد ندارم. توانایی این که با این همه آدم سر و کله بزنم را از نظر روانی ندارم.

پس چطور می خواستید رییس جمهور شوید؟


آن کار اجرایی است فرق می کند.

کلا آدم سیاسی هستید؟


نه، درکش را دارم ولی دنبال کار سیاسی نیستم. به همین دلیل در  شورای شهر که یک از 20 هستید و باید با این و آن کلنجار بروید و رای جمع کنید، نمی توانم باشم. گفتند برو مجلس. گفتم حوصله ندارم و دوست دارم کار اجرایی داشته باشم.

خانواده مهم ترین مسئله برای هاشمی طباست


بچه هایم آقازاده نیستند


از همان لحظه ای که مهندس هاشمی طبا درباره نوه اش و سرود «ما گل های خندانیم» حرف زد، می شد فهمید که چه علاقه ای به خانواده اش دارد. همین باعث شد بخشی از گپ ما به این مقوله اختصاص داشته باشد.

خودتان بالاخره به چه کسی رای دادید؟


روحانی.

خانواده تان چی؟


واقعیتش نپرسیدم ولی فکر کنم روحانی. من گفته بودم به روحانی رای بدهند.

شما چند فرزند دارید؟


سه تا. دو دختر و یک پسر.

جزء آقازاده ها هستند؟


نه، واقعا کسر شأن می دانم برای خودم که مثلا دخترم یا پسرم را بفرستم یک جا استخدام شوند. فرزند من هم یک آدم است. هیچ وقت چنین کاری نکردم.

یعنی هیچ سفارش و پارتی بازی انجام ندادید؟


نه، برای دیگران شاید کرده باشم، ولی برای بچه هایم نه. الان پسرم که جامعه شناسی خوانده برای خودش کار می کند. یک دخترم خانه دار است و دختر دیگرم آرشیتکت است.

هیچ وقت ناراحت نشدند که برای ما هم کار جور کن؟


نه، خودشان بروند کار پیدا کنند. بقیه مگر چکار می کنند؟ این ها هم همان کار را بکنند. برای هیچ کدام هیچ کاری نکردم. در زمینه مدرسه و تربیت کار کردم ولی برای شغلشان نه.

فرزندانتان را خارج نفرستادید؟


پسرم خودش بعد از لیسانس بورسیه شد و رفت. من یک قِران هم برای رفتنش پول ندادم.

یک سوال هست چرا فرزند خیلی از مدیران و مسئولان برای تحصیل به خارج از کشور می روند؟


کار بدی می کنند. بچه من هم مثل بقیه است. برادر من از بهترین پزشکان تهران است. خودش زحمت کشیده. چند سال جبهه رفته و الحمدلله کار و زندگی اش خوب است. در خانواده ما این طوری نیست. ما شش تا بچه بودیم که همه تحصیلکرده هستیم. پدر من روحانی بود با این حال خواهرهای من همه دانشگاه رفتند و لیسانس گرفتند.

 

هاشمی طبا، برنده کاپ اخلاق: فقط 20 میلیون خرج کردم


پدرتان نمی خواست شما روحانی بشوید؟

نه.

خودتان چی؟ دوست نداشتید؟


نه، من بیشتر مهندسی دوست داشتم.

توی فیلم هم درباره مهندسی حرف زدید.


منظورم طراحی بود. بدون طراحی که نمی شود. باید برنامه داشت ولی ما متاسفانه نداریم. همین داستان زغال سنگ. برای خالص کردن آهن از کک زغال سنگ استفاده می کنند. ما دو جور ذوب آهن داریم. کوره بلند که با کک است، یک ور هم با گاز. روس ها برای ما کوره بلند ساختند برای همین معدن زغال سنگ را ساختند.

 

هیچ مسئولی غیر از من در معدن زغال سنگ نرفته. تا انتهایش رفته ام. فاجعه است. باید تعطیل شوند. کار در آن یعنی مرگ آدم ها. ما معادن بدی داریم. زمان آقای احمدی نژاد در ذوب آهن یک کوره بلند دیگر ساختند الان هم پنج تا در حال ساخت است و نیاز ما به زغال سنگ بیشتر شده. در حالی که ما گاز داریم. این یعنی فکر و برنامه غلط است. معادن زغال سنگ ما کوره آدم سوزی است. آدم می رود تویش که بمیرد. هر کس بگوید خوب است، من می برمش توی معدن که توبه کند! کارگرها هم حق دارند اعتراض کنند چون ما آن ها را محکوم به مرگ کرده ایم.

با مهندس هاشمی طبا از تفریحات و علایقش هم حرف زدیم


بارسا دخترانه بازی می کند


گفت و گوی مان با مهندس هاشمی طبا که به آخرهایش رسید، درباره مواردی دیگری غیر از سیاست و این طور چیزها هم حرف زدیم. ایشان هم خیلی راحت پاسخ همه سوالاتمان را دادند و تازه از ما خواستند هرچه سوال ورزشی می خواهیم، بپرسیم تا بدانیم چقدر به روز هستند.

برنامه روزانه تان چطور است؟


صبح ها پنج صبح بیدار می شوم اما شب ها بستگی به فوتبال دارد.

همه را تماشا می کنید؟


اره در جریان همه مسابقات داخلی و خارجی هستم. خودم هم ورزش می کنم. می دوم. دوچرخه ثابت کار می کنم. کار وزنه هم انجام می دهم.

 

هاشمی طبا، برنده کاپ اخلاق: فقط 20 میلیون خرج کردم


استقلال یا پرسپولیس؟

من قبل انقلاب تیم تاج را دوست داشتم که هیچ ربطی هم به استقلال الان ندارد. الان ولی هیچ کدام.

فر می کنید اگر شما در سازمان تربیت بدنی بودید با کی روش اینطور برخورد می کردید؟


نه. کی روش شده رییس فدراسیون فوتبال. نمی دانم چرا. یا ضعف قرارداد است یا ضعف روانی مدیران. کی روش آدم ضعیفی نیست اما اینطوری هم نمی شود.

شما سینما می روید؟


وقت کنم می روم. من خودم فیلم بازی کرده ام که اخیرا توی فضای مجازی آمده. سال 56 بود.

آخرین فیلمی که در سینما دیدید؟


ماجرای نیمروز.

نظرتان چیست؟


بیشتر به مستند شبیه بود تا فیلم. ولی خوب کار کرده بودند.

خودتان چرا بازیگری را ادامه ندادید؟


بازیگری و کارهای هنری ما در جهت انقلاب بود. وقتی انقلاب شد هر کدام رفتیم یک جا.

پدرتان مخالف بازیگری نبود؟


نه. من همان موقع سینما هم می رفتم.

پس جوانی کرده اید؟


آره، ورزش می کردیم. سینما می رفتیم. کار سیاسی می کردیم. آره جوانی کرده ایم.

الان جوان ها جوانی می کنند؟


آره، خب جوانی چیه؟ خوب درس خواندن هم جوانی است. ما خیلی خوب درس می خواندیم. همه کاری کردیم اما کار خلاف نکردیم. ولی توی خیابان بزرگ شدیم.

الان بهترین تفریحتان چیست؟


دوست دارم خانه باشم، با خانواده بودن را دوست دارم.

کتاب هم می خوانید؟


من دائم با کتاب مانوسم. بیشتر کتاب های علوم انسانی و ادبیات می خوانم.

 

هاشمی طبا، برنده کاپ اخلاق: فقط 20 میلیون خرج کردم


چرا در انتخابات درباره این چیزها مثلا سینما حرف نمی زنند؟

یک چیزی یاد گرفته اند به نام مطالبات مردم. فقط درباره همان حرف می زنند.

چنددرصد وعده هایی که کاندیداها می دهند، عملی می شود؟


هیچ کدام. اگر بخواهد عملی شود باید تولید ناخالص ملی برود بالا که سهم آدم ها زیاد شود. بدون این نمی شود.

یعنی این تعداد شغل که می گویند ایجاد نمی شود؟


چرا ولی برنامه می خواهد. وقتی دولت پول تقسیم کند که نمی شود. الان 95 درصد پول دولت صرف حقوق دادن می شود. دیگر پولی نمی ماند برای کار.

شما خودتان چقدر برای انتخابات هزینه کردید؟


من هیچی ولی عده ای از دوستانم بودند که آنها هزینه کردند. چون ما همین جا بودیم و ستادی نداشتیم. وزارت کشور گفته بود باید مسئول تبلیغات معرفی کنید. من هم یکی از دوستان را معرفی کردم. به خاطر همین ها فکر کنم 10، 20 میلیون تومان بیشتر نشده.

رئال قهرمان می شود یا یووه؟


به نظرم یووه.

طرفدار بارسایید؟


نه. بارسا دخترانه بازی می کند. حوصله ام سر می رود. من طرفدار فوتبال آلمان و بایرن مونیخ هستم.



+ 1
مخالفم - 1


تعداد نظرات: 0
منتشر نشده: 0
نظرات کاربران

ارسال نظر




کد امنیتی
تازه کردن

 



 


اخبار مشاهیر و چهره ها